|
مامان : متین جان دست نزن
متین : به مامان لبخند میزنه و دوباره مشغول میشه
مامان : متین جان با شما هستم میگم دست نزن
متین : باز هم لبخند میزنه و اینبار سریعتر عمل میکنه
مامان : مگه با شما نبودم میگم دست نزن ( این بار به طرفش می رم تا مانع از خرابکاری بشم)
متین : سریعتر خرابکاری خود را انجام داده و فرار میکنه.
متین دانشمند کوچولوییه که همه چیز را باید امتحان کنه (باید امتحان کنه. نه تو کارش وجود نداره)
مامان : متین اینو تو دهنت نکن اَخه
متین : به مامان لبخند تحویل میده و مخصوصا دوباره وسیله رو تو دهنش میکنه، در حالیکه منو نیگاه میکنه می خواد ببینه عکس العملم چیه.
مامان : متین میگم نکن
متین : دوباره می خنده و آن شیء کثیف رو تو دهنش نگه میداره و همچنان منو نگاه میکنه.
متین اینبار داره یه چیز خوشمزه می خوره
مامان : متین به مامان میدی؟
متین : در حالیکه سرش رو به عقب میده و ابروهاشو بالا میندازه میگه نه
حالا اون چیز خوشمزه به انتها رسیده
مامان : متین به مامان هم میدی؟
متین : بسیار دست و دلباز عمل میکنه و دستشو تو دهنم میکنه که خوراکی تموم شده رو بخورم
Medium (Media) Blog
طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا!
دانلود قالب رايگان Lovely Bear (خرس دوست داشتني) براي وبلاگ بلاگفا
|